تخت فولاد، مجموعه ای تاریخی در دل اصفهان

تخت فولاد نام گورستان

فهرست مطالب

تخت فولاد نام گورستان تاریخی شهر اصفهان است. لِسان الاَرض و بابا رُکن الدین نیز از دیگر نام های پیشین این گورستان بوده است. همانند بسیاری از گورستان های تاریخی جهان، پیدایش این گورستان را می توان قرن های چهار و پنج هجری قمری دانست.

وادی السلام ثانی

وجود آرامگاه یوشع، در بخش شرقی گورستان (تکیه لسان الارض )، می تواند سابقه گورستان را به پیش از اسلام بازگرداند. پژوهشگران شیعه، تخت فولاد را به لحاظ تعدد عالمان در آن خفته، وادی السلام ثانی می نامند.

سید مصلح الدین مهدوی (1294-1374 خ.) – پژوهشگر و اصفهان شناس – نوشته است: « قرن ها قبل از اسلام، زمانی که بُخت النصر، قوم یهود را از فلسطین کوچانیده و به آزار و اذیت آنها پرداخته، کوروش (پادشاه هخامنشی ایران) یهودیان را از اسارت بابل نجات داد و آنان را در ایران پذیرفت و عده ای از آنها را در اصفهان ساکن کرد. دو تن از پیامبران و پیشوایان مذهبی آنان به نام یوشع و شعیا در اصفهان زندگی کرده و همانجا در گذشته و به خاک سپرده شدند. »

این گورستان در ازای تاریخ، بسیار با شکوه و نامدار بوده و محلی بوده است برای عبادت، برپایی مراسم های دینی و دینی و ملی ( مانند برپایی جشن سده در دوره مرداویچ فرزند زیار)، ملاقات ها، و نیز جایی بوده است برای خلوت کردن، گوشه نشینی و علم آموزی عارفان، عالمان، دانشمندان و هنرمندان. همچنین محوطه و نام آن، در شکل گیری شهر اصفهان و فرهنگ و هنر این شهر، بسیار تاثیر گذار بوده است.

گورستان تخت فولاد از دید پژوهشگران

عباس بهشتیان (1305-1366 خ.) – پژوهشگر و اصفهان شناس – نخستین کسی بود که به وجود بقایای معماری دوره دیلمی در لسان الارض پی برد. همچنین در رساله ای به نام Galdieri، به نکته های ارزنده ای درباره شناسایی و سبک معماری دوره های نخستین اسلامی تا دوره سلجوقی، در لسان الارض، پرداخته شده است.

ستارگان مدفون در تخت فولاد

در قرن های 7 و 8 هجری قمری، گروهی از عارفان و دانشمندان (مانند: بابا رکن الدین) در این منطقه حضور یافته، زندگی کرده و درگذشته اند. اما پژوهشگران بر این نظر هستند که شکل گرفتن و گسترش تخت فولاد، پس از درگذشت بابا فولاد حلوایی (959 ق. )، جدی شد و در دوره صفوی به اوج خود رسید؛ البته به طور دقیق مشخص نیست که آیا نام او برگرفته از نام گورستان است و یا نامِ گورستان، برگرفته از نام او.

توسعه گورستان تخت فولاد در دوره شاه عباس دوم صفوی شتاب گرفت؛ به گونه ای که ژان شاردن (فرانسوی، 1643-1713 م.) در سفرنامه خود، به پیش از 400 بنای آرامگاهی و خانقاه در این گورستان اشاره می کند. او در بخشی از سفرنامه اش نوشته است: « در تمام منطقه و دور و بر آرامگاه ها، پر است از مهمان سرا ها، خانقاه ها، تکیه ها و باغ ها و دو یخچال بزرگ دارد؛ یک نهر کوچک از آن جا میگذرد به نام آب دویست و پنجاه».

تخت فولاد تنها یک گورستان نبوده؛ بلکه مجموعه ای بوده است از: کاروانسرا، اقامتگاه، مدرسه، مسجد، آب انبار و غیره. این گورستان – که تا دوره صفوی، بیرون از شهر اصفهان جای داشت، و به مرور، به شهر پیوست – آخرین اقامتگاه کاروان هایی بوده که از سوی جنوب، واردِ اصفهان می شده اند.

تخت فولاد بسیار پهناور بوده است؛ اما از نیمه دوم دوره صفوی و به ویژه در دوره حمله افغان ها به اصفهان و سپس در دوره قاجار – یعنی در دوره ای که ضل السلطان ( فرزندِ ناصرالدین شاه قاجار ) حکومت اصفهان را برعهده داشت – بسیار مورد آسیب و خرابی قرار گرفت.

هاینریش کارل بروگش ( آلمانی، 1827 – 1894 م.) – پژوهشگر و خاورشناس – نوشته است:« در میانِ سنگ [آرامگاه]ها، مجسمه ای از یک شیر که سر انسان داشت مشاهده کردیم؛ شیر با چشم های باز، رهگذران را نگاه می کرد؛ گویی با این نگاه ها می خواست، داستان ها و ماجرا های گذشته این منطقه و دلاوری های سردارانی که در این گورستان برای همیشه آرامیده اند را بیان کند. سنگ ها و آرامگاه ها، نوشته هایی با خطِ خوش داشته؛ روی برخی از آنها نقش یک اسب سوار و یا درخت سرو، حجاری شده بود».

ارنست هولتسر (آلمانی، 1863-1911م.) – مهندس و عکاس – که در دوره قاجار، بیش از بیست سال در اصفهان زندگی کرد و در اصفهان درگذشت و به خاک سپرده شد، نوشته است:« تخت فولاد، یکی از بزرگترین گورستان هایی است که در آن، مجسمه های زیادی هست». همچنین در میان عکس عکس هایی که او از ایران و به ویژه اصفهان ثبت کرده، عکس هایی از تخت فولاد نیز وجود دارد.

اوژن اوبن (فرانسوی، 1863-1931م.) وزیر مختار فرانسه در ایران نوشته است:« در آن سوی آخرین پل، محوطه گورستان تخت فولاد آغاز می شود. خیلی بیشتر از آغاز دوران صفوی، اصفهانی ها روی علاقه باطنی و مذهبی، اجساد مردگان خود را در کنار آرامگاه بابارکن الدین – که در آن منطقه زندگی می کرد و در همان جا نیز از این جهان درگذشت – به خاک می سپارند».

پس از دوره قاجار، ریچارد فردریک چارلز در سفرنامه خود، تخت فولاد را در دوره پهلوی اول، این گونه توصیف می کند:« انتهای دیگر پل خواجو، گورستان اصفهان (تخت فولاد) منتهی می شود. در این گورستان، آرامگاه های خوش طرحی دیده می شود که گنبد انها با نمونه های خوبی از کاشی ایران، پوشیده شده است».

در سال 1363 خ. خاکسپاری درگذشتگان در این گورستان پایان یافت و گورستان جدیدی در شرق شهر اصفهان، به نام باغ رضوان ساخته شد؛ اما شهدای جنگ ایران و عراق، در بخش شرقی تخت فولاد به خاک سپرده شدند. در سال 1375 خ.، مجموعه تخت فولاد به شماره 1735 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد.

با اینکه بیشتر سنگ آرامگاه هایی که امروزه در گورستان تخت فولاد وجود دارد، متعلق است به ابتدای قرن دهم هجری قمری تا دوره معاصر و از سنگ آرامگاه های دوره صفوی و پیش از آن، چیز زیادی بر جای نمانده است، اما گورستان تخت فولاد را می توان موزه ای بزرگ از زیباترین سنگ آرامگاه ها و بناهای آرامگاهی به حساب آورد و آن را در گروه مهمترین گورستان های جهان جای داد.

جاذبه های تاریخی تخت فولاد

غیر از بناهای آرامگاهی گوناگون ( هم از نظر تاریخی، هم از نظر ساختار معماری)، سنگ آرامگاه های گوناگونی نیز در این گورستان پهناور وجود دارد. بسیاری از این سنگ آرامگاه ها، از خط ها، نقش های سنگتراشی های ارزشمندی برخوردار هستند؛ هم از نظر تاریخی، هم از نظر ززیباشناسی و هنر. از جمله نقش های سنگتراشی شده بر سنگ آرامگاه های تخت فولاد، می توان به این موارد اشاره کرد:

نقش های : انسانی، جانوری (پرندگان، پستانداران، ماهی ها)، گیاهی (شاخه ها، برگ ها، گل ها، میوه ها)، محرابی، پیاله ای، گلدانی و قندیلی، هندسی، ابزار پیشه ها، ابزار های آیینی (تسبیح، انگشتری، آینه و… )، فرشتگان، اسلیمی، گل و مرغ.

تخت فولاد، دانش سرایی خفته در دل تاریخ

در پایان، بخش هایی از نوشته علامه جلال الدین همایی (1278-1359خ.)- پژوهشگر، دانشمند و اصفهان شناس- را می خوانیم:« [تخت فولاد] در نوع خود منحصر به فرد و نظیرش در هیچ کجای ایران یافت نمی شود. مجموعه ایست از عمارات عالی متجمل، که از جهت اشتمال انواع هنر های زیبا، دست کمی از مساجد و مدارس عهد صفویه ندارد. هوش صنعتی و ذوق زیبا پسند هنر آفرین مردم اصفهان، در قبرستان نیز تاثیر کرده؛ آن را به مجموعه ای از عمارات مرتفع زیبا و باغچه های گلکاری و درختان خرم و سرسبز و حوض ها و آب انبار های با طراوت شاداب، مبدل ساخته؛ و اندوهی را که با زیارت اموات و توقف در گورستان است، کاسته؛ آن را به صورتی در آورده است، دلگشا؛ و از تفرج گاه معروف اهالی اصفهان محسوب می شود. تخت فولاد، هم محل تفریح و تفرّج است، هم جای زهد و عبادت، هم غم انگیز است، هم نشاط آمیز. وجود عمارات، اثری مخصوص در روح اشخاص صاحبدل ایجاد می کند. تخت فولاد، آرامگاه ابدی هزاران کس از افراد عالی قدر است؛ که به مدت پنج شش قرن، در آن غنوده اند».

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *